بخش پایانی
ارتش ایران پس از طلیعه اصلاحات عصر فتحعلی شاه
پس از ورود هیاتهای نظامی و افسران عالی رتبه فرانسوی و انگلیسی به ایران،بخشها و واحدهای متعددی تحت آموزش و تعلیمات آنها قرار گرفتند.ولی متاسفانه این آموزش به تمام رسته ها جاری نگردید و فقط شامل قسمتی از سازمان و واحدهای سپاه ایران مخصوصاً در آذربایجان شد.
خصوصیات ارتش ایران در اواخر عصر فتحعلی شاه :
تحت تاثیر حضور هیاتهای نظامی اروپائی و تعلیمات آنها ، قسمتی از واحدها و یگانها دارای دیسیپلین ، آمادگی رزمی و انضباط نظامی شدند.این انضباط تی در صحنه نبرد به هنگام آرایش نیروها هم مشهود بود.لباسهای متحد الشکل و درجات نظامی وضع مشخصی به خود گرفتند.از همین دوران بتدریج درجات سرتیپ ، سرهنگ ، یاور (سرگرد) ، سلطان (سروان) ، نایب (ستوان) ، سرباز و جانباز رده های مختلف نظامیان ارتش ایران را معین نمود.
در زمینه کارخانجات مهمات سازی از جمله توپریزی که مورد توجه بیشتری بود، گلوله توپ ، تفنگ سازی،طپانچه سازی و ماهوت سازی پیشرفت های خوبی حاصل گردید.بویژه کپی برداری و الگوسازی از تفنگ های فرانسوی و انگلیسی توسعه زیادی یافت.
با توجه به اهمیت اصلی ادوات جنگی آتشبار همچون توپ و تفنگ ، هنوز ادوات رزمی گذشته به ندرت مورد استفاده قرار می گرفتند. ابزارهای جنگی این عصر شامل : توپ ، زنبورک ، تفنگ ، شمشیر، سپر،زره ، تیر و کمان ، کلاه خود و از آلات موسیقی نظامی نیز به شیپور ، دف ، نای ، کوس و دهل را نام برد.
در فتح دژها یا قلاع همچون گذشته از حفرکردن نقب ، منفجر کردن بخشی از حصار ، بالا رفتن از نردبانها ، به توپ و خمپاره بستن حصار و حصاریان و پرتاب سنگ توسط منجنیقها استفاده می شد.احداث کارخانه های متعدد توپ ریزی ، بهره بری از توپ و انواع خمپاره ها را برای فتح قلعه ها گسترش داد و روشهای سنتی و قدیمی در امر قلعه گیری را نیز به تدریج منسوخ می نمود.علاوه بر آن استحکامات دفاعی قلعه ها و شهرها هم به آرامی رو به فراموشی می رفت.
بخش تدارکات سپاه قاجار در این دوره نیز هنوز توسط چهارپایانی همچون قاطر ، اسب و گاهی شتر حمل می گردید.
بسیج و تجمع قوای مسلح همچون گذشته هنوز بر اساس سیستم ایلاتی – عشیرتی انجام می گرفت و هر خان یا شاهزاده با نیروهای تحت امیر حیطه حاکمیت خود در جنگ حضور میافت.مجموعه این خانها و شاهزادگان کادر فرماندهی را نیز تشکیل می دادند.
نیرویی دریایی تا این عهد هم همچنان مورد بی مهری و بی توجهی قرار داشت .
هنوز عنصر دلیری و شجاعت سربازان مخصوصاً فرماندهان در صحنه های نبرد بسیار مهم و اساسی بود و حتی نقش محصولات صنعت نظامی (توپ و تفنگ) هم گاه به همراه این عنصر جلوه گر می گشت.مثلا تفنگچیان در دوره دوم جنگ های ایران و روسیه به خاطر تهور بیش از حد مورد تشویق قرار می گرفتند.در این مورد شاهزادگان و خانهای ایلات نیز برای گرفتن انعام و خلعت یا حکومت ایالات و گاهی هم برای کسب شهرت ، با تقلید از پهلوانهای حماسی ایران قدیم دست به کارهای متهورانه می زدند که در مواردی منجر به مرگ آنها نیز می شد.
آوردن عراده های توپ دشمن ، اسیران جنگی و یا سرهای سربازان مقتول دشمن از صحنه های خونین نبرد به «اردوگاه بزرگ شاهانه خاقان» رواج داشت ، آنچنانکه گاه «پنج مناره از کله های سربازان روسی» بر افراشته می شد.
تامین آذوقه سربازان و علوفه دواب چهارپایان سپاه از ولایات مختلف از جمله روستاهای سر راه یا منطقه عملیاتی تامین می گشت.قسمتی را نیز حکام ، شاهزاده ها و خانهای ولایات در زمان حرکت به سوی جبهه ها یا اردوگاه شاهانه تامین می کردند.خود شاه نیز در آغاز حرکت در این مورد اقداماتی انجام می داد.در صورت اضطرار و کمبود شدید آذوقه ، واحدهای ویژه ای از سواران زبده با کمین در مسیر آذوقه رسانی دشمن ، اموال آنها را مصادره می نموند.
هنوز غارت روستاها و قلاع سر راه و غنائم جنگی یکی از اهداف و آرزوهای سربازان ایرانی شرکت کننده در جنگ محسوب می شد، آنچناکه گاه به گاه بعضی از شاهان و حکام مجبور می شدند با صدور امریه ای سربازان را از هر نوع نهب و غارت منع کنند.یکی از تاریخ نگاران عصر فتحعلی شاه این صفت نیکو را به کرات به عباس میرزا منسب نموده است . از جمله : «روزی پیرزنی به نایب السلطنه (عباس میرزا) شکایت برد که سرباز تو کاسه ماست مرا خورده و بها نداده است.شاهزاده گفت شکم او را پاره خواهیم کرد اگر اثری از ماست باشد او به سزایش رسیده وگرنه تو را قصاص می دهیم.پس چنین کردند و ماست را در شکم سرباز یافتند.شاهزاده امر کرد به پیرزن انعامی داده شود و مرخص گردد.
رژه سپاه ایران به طور مرتب انجام می گرفت.هرچند این سنت در ارتش ایران از دوران باستان مورد توجه جدی قرار داشت.ولی با حضور افسران نظامی خارجی و تشکیل واحدهای منضبط ، این مسئله مورد توجه بیشتری قرار گرفت.دروویل شخصاً در یکی از این رژه ها و مانورهای نظامی عباس میرزا در دشت اوجان تبریز حضور داشت که در این باره در سفرنامه اش چنین نوشته است : «10 اسکادران سواره نظام نیزه دار و 4 گردان پیاده و تیم آتشبار توپخانه که با اسب حمل می شددر برابر 30 شاهزاده رژه رفتند.و این اولین بار بود که سواره نظام منظم و توپخانه مدرن در میان 60 هزار ارتش نامنظم تحت فرماندهی عباس میرزا حضو داشتند.
یگان ها و واحدها دارای پرچم های مختلف بودند،زیر تا قبل از این تاری یگانهای نظامی در عهد قاجار پرچم مخصوصی نداشتند،بلکه نوارها و رشته هائی از کتان و پارچه بر سر نیزها می بستند و آنرا به شکل ستاره دنبال دار در می آوردند که تصویر پنجه ای بر روی آنها نقش بسته بود.
شورای نظامی برای مطالعه و طرح نقشه عملیات در این عصر هم تشکیل می شده است . ولی گاهی رعایت مسئله امنیتی مخصوصاً پنهان نگه داشته شدن طرحها از چشم و گوش جاسوسها مورد توجه قرار نمی گرفت.نارسیس پرن در مورد چنین مسئله ای چنین گفته است :«ممکن است تصور شود موقعیکه شاهزاده عباس میرزا می خواهد طرح جنگی را تهیه کند محرمانه به این کار اقدام می کند و تمام مسائلی که که در این شورا مطرح می شود کاملاً سری است،در صورتیکه برعکس شاهزاده عباس میرزا بزرگان و شاهزادگان و وزیرها را برای بحث راجع به موضوع جمع می کند ولی موضوع مورد بحث در شورا هرچه باشد و هر اندازه مهم و سری باشد رسم کشور ایجاب می کند که نوکران دائم دم در و حتی در داخل اطاق بایستند.در نتیجه دو ساعت بعد سربازی نیست که از عملیات نظامی که بر طبق تصمیم باید محرمانه بماند ، بی اطلاع باشد.»
شیوه های رزمی و عملیاتی ارتش ایران با وجود اصلاحات مستشاران فرانسوی و انگلیسی به مانند گذشته هنوز وجه غالب قرون گذشته را حفظ کرده بود «پرواز به دور دشمن ، اجرای حملات ناگهانی ، دستبرد زدن به اردوگاه دشمن ، ربودن بنه های آنها ،برگردانیدن آب نهرها و رود ها ، پرکردن چاهها ، خسته و فرسوده کردن دشمن با جنگ و گریز و سپس حمله بردن به آنها » از جمله تاکتیکهای جنگی ایرانیان عهد فتحعلی شاه بود.
پایان ....